قادر رنجبر نظرات شنبه 12 اسفند 1396 ، 11:07 ب.ظ


برای خوندن رمان به ادرس زیر برید





ورود به سایت رمان من

نظرات

  1. سه شنبه 15 اسفند 1396 11:28 ب.ظ
    منم خیلی منتظرم که احمد یه تغیری بکنه به دیانه خیلی میاد ولی با این روندی که این خانم پیش میره میترسم دیانه با پارسایی صدرایی چیزی ازدواج کنه احمد هم مثل همیشه هر بار با یه زن
  2. سه شنبه 15 اسفند 1396 09:18 ب.ظ
    مثلا من فکر میکنم اینطور بد نباشه:اخمد با المیرا ازدواج میکنه ولی با بی محبتی المیرا و خوشگذرونی اون و کم توجهی به بهارک روبه رو میشه و پشیمون میشه و از اون جدا میشه( اخه میگن تا سه نسه بازی نشه اینم تا از سه تا زن ضربه نخوره قدر پاکی دیانه رو نمی فهمه). بعد دنبال دیانه میگرده وبعد از مدتی میبینه که اون به تنهای بدون توجه به همه اون مردهایی که احمد ازشون میترسید داره به زندگی پاک خودش ادامه میده ازش میخواد برگرده و دیانه هم بخاطر بهارک و تغییری که احمد کرده بر میگرده و باهم زندگی میکنن. ( این به ذهن من رسید اگه پایان جذابتری به ذهنتون میرسه بذارید من دوست دارم بخونم و بهترینشونو تو ذهن خودم پردازش کنم و دیگه انتظار نکشم)
  3. سه شنبه 15 اسفند 1396 09:11 ب.ظ
    سلام بچه ها این رمان بر خلاف تصورات ههمون پیش خواهد رفت و مطمینا مثل همه فیلم های ایرانی ابکی و بی مزه تموم میشه بیایید هرکس یه پایان مورد علاقه خودش بنویسه و بذاره . دیگه چیزهای تکرای مثل ابروهاش پرید بالا و تو چهارچوب در نمایان شدو فاصلمون به اندازه یک کف دست بودم فاکتور بگیرید و یه پایان بذارید. دیگه اونجوری که خودمون دوست داریم تمومش کنیمو وقتمونو تلف نکنیم
  4. سه شنبه 15 اسفند 1396 06:34 ب.ظ
    ماهرچی میگیم تعداد پارتا زیاد باشه و هر روز بزارینو تکراری نزارین حسای درونیشونم بزارین ولش شمااصلا ب نظرات مخاطبینتون اهمیت نمیدینو کار خودتونو میکنید
  5. سه شنبه 15 اسفند 1396 06:32 ب.ظ
    سلام به خدا من خسته شدم از بس اومدم سایته تون نگاه کردم ببینم پارت جدید اومده یا نه چرا ایقد ادمو عذاب میدین تا رمانی کامل نشده و تموم نشده ارائه ندین که مردم عذاب بکشن :-|
  6. دوشنبه 14 اسفند 1396 10:58 ب.ظ
    خدا بگم چکارت کنه فریده خانم این چه جور پارت گذاشته کلا که دو کلمه تکراری میذاری اونا هر وقت عشقت کشید من با هفت جدم غلط میکنم دیگه رمان و تو رو بخونم از خودت رمانت بیزارم
  7. ندا دوشنبه 14 اسفند 1396 02:38 ق.ظ
    من با نظر دوستان موافقم . توصیف حموم و چای و سشوار كشیدن خیلی تكرار میشه هیجان داستان از بین می ره
  8. دوشنبه 14 اسفند 1396 01:05 ق.ظ
    بالای ایدی رمان خلاصهای از رمان و نوشتید که دیانه پرستار بچه احمد رضا درطی سفر کاری با احمد رضا شب مهمانی احمد به دلیل نوشیدن مشروب نا خواسته به دیانه ......در خالی که همه صیغه بودنش بی خبر یعنی احمد یواشکی دوباره دیانه رو عقد می کنه مگه قرار نیست با المیرا ازدواج کنه فکر کنم فریده بانو عزیز خودش هم نمیده جی مینویسم فقط همینطور می نویسه
  9. یکشنبه 13 اسفند 1396 10:56 ب.ظ
    واقعا خسته شدم از خوندن این رمان همش تکراریو احساس درونیشونم معلوم نیس چی هست این قسمتی که تکراری بود
  10. هیوا یکشنبه 13 اسفند 1396 08:35 ب.ظ
    اعصاب آدمو بهم میریزید
    احمد رضا هم ک تکلیفش با خودش معلوم نیس
  11. یکشنبه 13 اسفند 1396 04:00 ب.ظ
    چرا ما هر دفعه باید مراحل دوش گرفتن و حاضر این آقا رو با جزئیات بخونیم !!!!!
    حیف وقت .....
    فریده قاطى كرده نمیدونه چى بنویسه
  12. خواننده یکشنبه 13 اسفند 1396 10:57 ق.ظ
    منم با بهار موافقم این همه مخاطبش رو منتظر میذاره كه یه سری حرفهای تكراری بخونن
  13. بهار یکشنبه 13 اسفند 1396 09:11 ق.ظ
    ایندفعه که خیلی بد بود همه مطالبش تکراری بود حموم رفتن و لباس آماده کردن و فاصلشونو کلا تکراری بود چیز خاصی نداشت افتضاح بود هر از گاهی کم میاره اینارو مینویسه سری بعدی خواستید رمان بدید اول بنویسید بعد ارائه بدید
  14. نگاه یکشنبه 13 اسفند 1396 12:09 ق.ظ
    خیلی‌آبکی‌بود‌حیف‌اینهمه‌انتظار

ارسال نظر

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر