قادر رنجبر نظرات شنبه 25 آذر 1396 ، 10:22 ب.ظ

نام رمان: شکست ناپذیر

نام نویسنده: miss elahe
ویراستار: h.esmaeili
ژانر :تخیلی – ترسناک – فانتزی.


قسمتی از داستان :

مقنعه ام رو سرم کردم و جلوی آینه رفتم تا مرتبش کنم. صدای کلافه ی مامانی بلند شد.
مامانی: الینا جان زود باش دیگه. عروسی که نمیخایم بریم مادر!
لبخندی زدم و بلند گفتم: باشه مامان جون اومدم دیگه، بابا چند بار بگم دیر رسیدن بهتر از زشت رسیدنه!
خاله نگار اومد دم در اتاق و گفت: خاله جان انقدر زبون نریز. دیر میشه ها، ساعت ۴ شد.
چادرم رو از جا‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌لباسی برداشتم و روی سرم مرتب کردم. با لبخند برگشتم طرفه خاله و گفتم: بریم. رفتم توی هال.

مامانی روی کاناپه نشسته بود و با تسبیح سبزش صلوات میفرستاد. با لبخند رفتم طرفش و بـ ــوسه ای روی

لپ های گلیش انداختم. گفتم: بریم خوشگل خانوم؟ با همون لبخند همیشگیش نگاهم کرد و روی پیشونیم

بـ ــوسه ای نشوند. کمکش کردم تا بلند شه و به طرف دره هال حرکت کردیم.




لینک دانلود 

دانلودرمان برای اندروید،تبلت







نظرات

  1. فاطمه سه شنبه 5 دی 1396 12:40 ق.ظ
    سلام
    ممنون بابت سایت خوبتون رمان شکست ناپذیر جلد دومش رو دارین خیلی عالیه
    • قادر رنجبر
      به زودی تو سایت میزارم

ارسال نظر

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر