قادر رنجبر نظرات یکشنبه 24 تیر 1397 ، 11:18 ب.ظ

عکس و تصویر من خریدار نگاه خسته ات هستم هنوز... با همان شوریدگی دیوانه ات هستم هنوز شمع ...

پارت 6   http://fax.is/m86ad


برچسب ها جلد دوم دیانه ,



نظرات

  1. . چهارشنبه 24 مرداد 1397 10:40 ق.ظ
    خواهش میکنم جلد دومو باز نویسی کنید احمدرضا نیس خیلی بده
  2. جمعه 29 تیر 1397 10:33 ق.ظ
    یعنی رو هر چی مرده کم میکنی آقا رنجبر آگه ادامه این رمان احمقانه رو نذاری که میام سایت تا چشم به جلد 2 این رمان هندی میفته اعصابم خورد میشه
    • قادر رنجبر
      خیلیا دارن این رمانو میخونن نمیشه که نزاشت
  3. پنجشنبه 28 تیر 1397 09:12 ب.ظ
    یعنی تو اینستا هم دارن به فریده بانو میگن آقا رنجبر منظور تان اینه
    • قادر رنجبر
      اره حتما میگن
  4. چهارشنبه 27 تیر 1397 01:10 ب.ظ
    ای بابا آقا رنجبر شما که مبگید نمیدونم نویسنده این نظرات رو میخونه بعد میگید همه اینو میگن ولی فریده بانو گوشش بدهکار نیست خوب یکی که اینستا داره بهش بگه نظرات اینجا رو هم بخونه
    • قادر رنجبر
      همه دارن میگن چه فایده
  5. چهارشنبه 27 تیر 1397 12:13 ب.ظ
    من که از این رمان به شدت بیزار همه شدن اقا بالا سر دیانه که همش یکی از یکی کسل کننده ترن کاش احمد نمره باشه وبرگرده
  6. چهارشنبه 27 تیر 1397 09:26 ق.ظ
    بی فایده است آخر معلومه با پارسا ازدواج میکنه بخواهد یه هیجانم بهش بده از هامون انتقام میگیره واقعا مسخره ست اخه هیجان پارسا کجاست
  7. چهارشنبه 27 تیر 1397 08:32 ق.ظ
    سلام لطفا به نظر ما مخاطبین که وقتمون و گذاشتیم و این رمان و با عشق میخوندیم فقط بخاطر احمد رضا و دیانه احترام بزارید و داستان و دوباره بازنویسی کنید.
    این همه داستان و کش دادین این دوتا بهم رسیدن بعد تو دوتا پارت به طور کاملا مسخره ای تمومش کردین؟!!!! خیلی حیف شد که احمد رضا از داستان حذف شد.
    آقای رنجبر لطفا نظرات مارو به گوش نویسنده برسونید .ما این رمان و تو کتاب نخوندیم که بگیم دیگه چاپ شده نمیشه کاریش کرد.میشه دوباره بازنویسیش کرد.
    • قادر رنجبر
      همه دارن میگن ولی گوش فریده بانو بدهکار نیست
  8. سه شنبه 26 تیر 1397 01:52 ب.ظ
    آقا رنجبر چرا تو اینستا با فریده بانو حرف نمی زنید که رمان رو باز نویسی کنه واحمد رو برگردونه
    • قادر رنجبر
      من باهشون در ارتباط نیستم
  9. سه شنبه 26 تیر 1397 01:50 ب.ظ
    اخه واقعا صدرا یا پارسا یا امیر حافظی که الان زن وبچه داره چه جذابیتی داره ماهیچی از اونا نمی دونیم فقط در حد اینکه پارسا رستوران داره صدرا رشته مدیریت وامیر حافظ پسر خاله دیانه است واقعا از وقتی احمد رفته رمان در کل مسخره است
  10. سه شنبه 26 تیر 1397 12:50 ب.ظ
    سلام لطفا جلد دوم را باز نویسی کنید چون اصلا بدون احمدرضا جذابیت ندارد. ممنون
  11. سه شنبه 26 تیر 1397 11:18 ق.ظ
    خدا رو شکر هر روز از مخاطبینش تو کانال کم میشه آقا رنجبر چرا مبگید 2000 نفر عضو کانالن اینکه 136000 نفره
    • قادر رنجبر
      داره ازش کم میشه فک کنم
  12. سه شنبه 26 تیر 1397 09:00 ق.ظ
    من چشمکی زدم ، همه خندیدن. اون رفت بالای مبل این یکی دنبالش دوید. شام خوردیم اومدم خونه ماشینو تو پارکینگ گذاشتم......این جزئیات همگی متن داستان رو سخیف کردن ...دفترچه خاطرات هم اینقدر کسل کننده نوشته نمیشه!رمان باید بنظرم سطر به سطرش اینقدر جذاب باشه تا مخاطب باخوندن دوباره و سه باره هر سطر لذت فراوان ببره
  13. دوشنبه 25 تیر 1397 11:56 ق.ظ
    تو هر پارت شم مرگ احمد رو یادآوری میکنه حالمان رو میگیره
  14. دوشنبه 25 تیر 1397 11:55 ق.ظ
    میدونید چی حرصم در میاره این تو کانالهای مختلف واسه تبلیغ زمانش هنوز هم از احمد رضا استفاده میکنه یعنی تیکههایی از رمان که مربوط به دیانه واحمد هست رو تو کانال میذاره واسه تبلیغ خوب چرا اخه عزیزم کرم داری الان دیگه احمدی نیست مشکل داری خودشم میدونا جذابیت به احمد بود احمد الان باید واسه تبلیغ از پارسا استفاده بشه
  15. دوشنبه 25 تیر 1397 11:45 ق.ظ
    والا منم همین میگم اون اخم ورود احمد رضا کجا ماله پارسا کجا اصلا کل رمان دربارهی مرجان ودیانه واحمد بود نمی دونم چرا رفت تو جاده خاکی اخه الان نقش پارسا امیر حافظ یا صدرا چیه خدایی مسخره ست آگه یه جورایی احمد بر میشن عالللللللیییییی میشد چون رمان بدون اون هیچ هیجانی نداره هرچند خانم تو کانال رای گیری کرده به نظرتان دیانه با کی ازدواج میکنه 93 درصد گفتن پارسا 7 درصد هم صدرا خیلی مسخره است
  16. نفس دوشنبه 25 تیر 1397 08:20 ق.ظ
    سلام لطفا اگه امکان داره داستان و باز نویسی کنید چون چند تا پارت از جلد دوم ننوشتید.پس میشه باز نویسی کرد. بعد از فوت احمد رضا داستان دیگه جذابیتی نداره من که دیگه جلد دوم و نخوندم لطفا از اونجا ادامه بدید که قرار شد دیانه برای احمد رضا شب رویایی بسازه.
    آخه ادامه داستان با پارسا و صدرا هیچ جذابیتی به داستان نمیده .لطفا
    داستان و باز نوسی کنید.لطفا

ارسال نظر

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر