قادر رنجبر نظرات یکشنبه 27 خرداد 1397 ، 10:40 ب.ظ

برای خوندن رمان به ادرس زیر برید


برچسب ها دیانه ,


ورود به سایت رمان من

نظرات

  1. سه شنبه 29 خرداد 1397 08:56 ب.ظ
    دوستان این حرفا چیه اتش سوزیو وهامونو اینا
    هامون که اصن نیس
    شما اینارو از کجا میارین؟؟؟؟؟
    آقای رنجبر شما میدونید اینا رو از کجا میارن؟؟؟
    • قادر رنجبر
      اخرای داستان متوجه میشید
  2. سه شنبه 29 خرداد 1397 02:28 ق.ظ
    راستی فریده بانو خبری از موهای بلند و پریشان دیانه نیست!!!

    موهای بلندم بستم و ....
  3. دوشنبه 28 خرداد 1397 01:17 ب.ظ
    اتوروخدااقای رنجبراگه قراره احمدبمیره اصن اون پارتشونذارید
  4. دوشنبه 28 خرداد 1397 01:11 ب.ظ
    چجوری میشه بااین خانم نویسنده درارتباط بود
  5. دوشنبه 28 خرداد 1397 01:10 ب.ظ
    اگه رمانواینجوری تموم کنه وافعابی ارزشه همه خوبیش ب احمدبوداون رمان ویدیاش اخربهم رسیدن این رمان ک ازهمه قشنگتره میخادگندبزنه واقعنم خداکنه این نظراتوبخونه تغییرش بده
  6. دوشنبه 28 خرداد 1397 01:08 ب.ظ
    میشه بگیدجریان اتش سوزی ومرگ احمدچیه
    • قادر رنجبر
      به زودی تو پارت جدید متوجه میشی
  7. دوشنبه 28 خرداد 1397 01:04 ب.ظ
    میدونیدهمینکه شماهاانتقادمیکنیدخیلی براش ارزش داره چون میفهمه ک این رمان طرفدارزیادپیداکرده
  8. دوشنبه 28 خرداد 1397 01:04 ب.ظ
    تو اینستا از نویسنده پرسیدم چرا احمدرضا روکشتی هیچی نگفت واقعا دلیل کشتنش چی بود هتل به اون بزرگی و مدرنی با یه اتش سوزی به فنا بره و هیچ راه فراری نداشته باشه عجبیه اصلا هامون کدوم گوری بوده که تونسته بیاد اتش سوزی راه بندازه هیچ با عقل جور در نمیادبچها شما راهی بگید که نظری بدید که توی ذهن بگنجه مرسی
  9. دوشنبه 28 خرداد 1397 12:58 ب.ظ
    شماازکجامیدونیداحمدمیمیره
  10. دوشنبه 28 خرداد 1397 12:53 ب.ظ
    داستان و ادامه میده که به کاسبیش ادامه بده من خودم شخصا حاضرم یه پولی بدم این دیگه داستان ننویسه
    الان دیگه برای همه عبرت شد این داستانش
    این خانوم و دست اندر کاراش یه بار تونستن از این راه پول در بیارن اگه بعد از این خود شخص بنده بخوام ادامه بدم این دیگه حماقت خودمه
  11. دوشنبه 28 خرداد 1397 12:48 ب.ظ
    میگم که این خانوم نویسنده نیست فقط نویسنده ها رو دوست داره
    حالا هم گفته تخیلاتم رو بیارم رو کاغذ شاید به منم گفتن نویسنده
    توو ویساشم به جای عذر خواهی طوری وانمود میکنه که هیچ کدوم از مخاطبین براش مهم نیستن و همین باعث شد از شخصیت اصلیش هم حالم بهم بخوره
  12. دوشنبه 28 خرداد 1397 12:46 ب.ظ
    به نظر منم همینطور قشنگی رمان به دیانه واحمد رضا بود که خیلی سختی کشیده بودن والان حق خوشبختی داشتن نه این که بمیره ودیانه بره با صدرایی پارسایی یا شاید امیر حافظی که از اول تو ناز نعمت بزرگ شدن ازدواج کنه این که دیگه ادامه نمی خواهد مثلا چه چیز جالب توش مونده که نویسنده می خواهد ادامه ش بده
  13. دوشنبه 28 خرداد 1397 12:30 ب.ظ
    منم نمی گم رمان خوبی نبود تو کل زندگیم این اولی رمانی بود که منو به خودش جلب کرد اما این نویسنده هیچ ارزشی برای مخاطببش قاعل نبود چرا بی دلیل شخصیت اصلی که احمد باشه رو بی دلیل کشت که چی به شه واقعا کل رمان رو به باد داد که چی به شه تو جلد 2 بره با صدرا یا که دیگه ای ازدواج کنه واقعا مسخره ست زیبایی رمان به دیانه واحمد بود نه صدرا یا امیر حافظ یا که دیگه ای
  14. دوشنبه 28 خرداد 1397 11:55 ق.ظ
    اقای رنجبرکی پارت میذارید
    • قادر رنجبر
      هروقت بیاد بیرون میزارم
  15. ایشن دوشنبه 28 خرداد 1397 11:35 ق.ظ
    چراهمش بدتعریف میکنیدبنظرمن ک خیلی رمان عالی هست وبین بقیه رماناتکه
  16. دوشنبه 28 خرداد 1397 11:34 ق.ظ
    آقا رنجبر لطفا جلد 2 رو نذار دیگه هیچ از این نویسنده نذار
    • قادر رنجبر
      حالا ببینیم چی میشه
  17. دوشنبه 28 خرداد 1397 10:31 ق.ظ
    گرچه اگه مشکل روحی و روانی داشته باشه که قطعا داره حتما ادامه میده
    اینجور آدما درکی از محیط اطرف ندارن خودشون خوشحال و خجسته اند و بقیه رو آسفالت میکنن
    خدا هر چه زودتر شفاش بده بقیه هم راحت بشن
  18. دوشنبه 28 خرداد 1397 10:28 ق.ظ
    خیلی خیلی ببخشیدا ولی کسی باید عقلش رو از دست داده باشه پیگیر پارت دوم این داستان تخیلی با نویسنده تخیلی بشه
    نویسنده که چه عرض کنم کلا این خانم شخصیت اصلی خودشم با این رمان زیر سوال برد
    واقعا انگیزه براش مونده با این همه انتقاد
  19. ماریا دوشنبه 28 خرداد 1397 02:33 ق.ظ
    حالا که نویسنده داستان دیانه رو کامل کرده پس چرا
    پارت های داستان رو زود به زود و بیشتر نمیذارید دیگه
    بهانه ای هم که ندارید.
  20. دوشنبه 28 خرداد 1397 01:05 ق.ظ
    اقا رنجبرامشب پارت نداریم

ارسال نظر

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر