قادر رنجبر نظرات سه شنبه 8 خرداد 1397 ، 12:05 ق.ظ

رمان
برای خوندن رمان به ادرس زیر برید




ورود به سایت رمان من

نظرات

  1. یکشنبه 20 خرداد 1397 10:39 ب.ظ
    سلام شبتون بخیر
    میشه ادرس تلگرام رمان رو بگین؟؟
    • قادر رنجبر
      تو گوگل سرچ کنی پیدا میکنی
  2. اتنا چهارشنبه 16 خرداد 1397 05:10 ب.ظ
    احتمالا اگه دیانه یه دکتر خوب بره مریضیش خوبه میشه چیه بابا چپ میریم راست میریم ضربان قلبش میره بالا این امیرحافظ هم که هیچی فقط بلده بگه حیفی دیانع حیفی دیانه
  3. اتنا چهارشنبه 16 خرداد 1397 05:09 ب.ظ
    من تو کانال فریده بانو رمانو دارم میخونم و تا پارت 556 گذاشته و دیگه خوابش برده،،،، جالب اینه که اخر سر فکر کنم با صدرا ازدواج کنه چون اگه استیکر های دیانه رو ببینید چند تاش تو بقل صدرا و هستش. اصلاد فریده بانو مارو داره به کجاها میبره راهی دیوونه خونه زنیکه گیج
  4. پنجشنبه 10 خرداد 1397 10:20 ق.ظ
    کاش حداقل یه پایان خوب داشته باشه وگرنه آدم بااین پارت گذاشتنش وپایانش کم کم راهی دیونه خونه میشه
  5. پنجشنبه 10 خرداد 1397 09:07 ق.ظ
    اقای رنجبر دیگه پارت نمیذارید؟بازم پارت هست کی رمان تمام میشه؟ کسی نیست جواب بده حداقل شما بگید
    • قادر رنجبر
      وقتی پارتی نیست من چیو بزارم
  6. پنجشنبه 10 خرداد 1397 08:44 ق.ظ
    والا بشینیم دوباره داستانهای تصمیم کبری و دهقان فداکار و اینا رو بخونیم خیلی پرمعنی تر از این رمان آبکی و کش داره این خانم به اصطلاح نویسندست
    اگه اون نویسندست منم پرفسورم
    کی به کیه
  7. پنجشنبه 10 خرداد 1397 08:39 ق.ظ
    جالبه نویسنده توو ویسهاش از مخاطبین تشکر هم میکنه که از حامیاش هستیم و پیگیر رمانهای کزاییش
    اصلا به روی خودش نمیاره که راحت 99% از مخاطبین ازش گله و شکایت دارن بابت رمان و طرز پارت گذاشتنش
    آدم یاد شخصیت کارتونی اون سگه توو لوک خوش شانس میوفته که فکر میکرد همه دوسش دارن
  8. پنجشنبه 10 خرداد 1397 12:49 ق.ظ
    چرا نویسنده اعلام میکنه رمان تموم شده ولی اینقدر کم پارت میذاره واقعا خسته کننده شده. این خانم به شان خودشم احترام نمیذاره اگر تموم نشده چرا اعلام میکنه.واقعا متاسفم
  9. چهارشنبه 9 خرداد 1397 12:22 ق.ظ
    شاید امیر حافظ دیانه رو دوست داشته اما بخاطر موقعیت دیانه که یک دختر روستایی بوده نتونسته بگه دوستش داره و با نوشین ازدواج کرده . اما خدا کنه آخر داستان جوری نباشه که ضد حال بخوریم . ظاهرا همه منتظرن دیانه و احمدرضا با هم ازدواج کنن .
  10. سه شنبه 8 خرداد 1397 11:06 ب.ظ
    یعنی امیر حافظ نوشین دوست نداشت با زور ازدواج كرده اول داستان ی جور دیگه بود اینو نمی گفت
    همه مردهای فامیل عاشق دیانه هستند ؟؟؟؟؟
  11. سه شنبه 8 خرداد 1397 08:51 ق.ظ
    بچه شما چه توقعی از نویسنده دارین ایشون کلا رمانهاشو باهم قاطی کرده رسما رد داده اگر رمان ویدیا شو خونده باشید میفهمید.. تو کانالش ی کلیپ گذاشته از رقص دیانه اصلا کجای رمان ای دیانه شخصیت خجالتی رقصید خودشم دیانه و ویدیا رو باهم قاطی کرد احتمالا اخرشم دیانه با اون هندیه که شو لباس داشت عروسی کنه
  12. سه شنبه 8 خرداد 1397 04:45 ق.ظ
    آقا رنجبر نویسنده این نظرات دومیخونن یا ما فقط برای دلخوشی خودمان مینویسیم
    • قادر رنجبر
      نمیدونم میخونن یا نه
  13. سه شنبه 8 خرداد 1397 04:44 ق.ظ
    ما تو این رمان چرا همش رو دور تکرارهستیم مرجان رفت حالا بر گشت امیر حافظ رفت ولی برگشت دیانه از بچگی سختی کشیده وهمچنین احمد رضا هم از بچگی تا حالا کم زخم نخورده اونا واقعا میتوان برای هم مسکن والتیام باشن پس نویسنده محترم ما آگه نخوایم دیانه واحمد صد تا عاشق سینه چاک داشته باشن باید کیو ببینیم

ارسال نظر

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر