قادر رنجبر نظرات دوشنبه 3 اردیبهشت 1397 ، 10:27 ب.ظ


برای خوندن رمان به ادرس زیر برید


برچسب ها دیانه ,


ورود به سایت رمان من

نظرات

  1. دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 03:24 ب.ظ
    سلام امروز صبح دو تا پارت گذاشت
    • قادر رنجبر
      سلام منم گذاشتم
  2. پنجشنبه 6 اردیبهشت 1397 11:03 ب.ظ
    این کانال جدیدی که فریده بانو به اسم خودش گذاشته به چه دردی می خوره اون گفت که عکس شخصیت ها تو اون هست ولی به غیر از چند تا عکس چرت پرت چیزی نیست
  3. پنجشنبه 6 اردیبهشت 1397 10:50 ب.ظ
    ببینیم امشب تو کانال پارت می ذارن یا اینکه می خوان تا چهلم متوفی صبر کنند
  4. پنجشنبه 6 اردیبهشت 1397 09:34 ب.ظ
    اره بخدا 10 ماهه سر کارمون گذاشته اصلن من باهاش بزرگ شدم اون موقع 18 سالم بود دارم میشم 19سال
  5. پنجشنبه 6 اردیبهشت 1397 09:32 ب.ظ
    سینگل باش چیه اینم شد جواب
  6. پنجشنبه 6 اردیبهشت 1397 08:38 ب.ظ
    ولی خداییش چقدر این فریده بانو به ماها میخنده! همه مون رو ۱۰ ماهه سرکار گذاشته...!
    یعنی اینقدری که ماها برای سرنوشت دیانه جوش میزنیم
    برای زندگی خودمون جوش نمی زنیم:|
  7. پنجشنبه 6 اردیبهشت 1397 07:57 ب.ظ
    بله شما اقای رنجبرکه کارتون گذاشتن رمانه و الان چند تا از رمان فریده بانو گذاشتید باید یه حدسهایی بزنید
    • قادر رنجبر
      به نظر من سینگل باشو پادشاهی کن خخخخ
  8. پنجشنبه 6 اردیبهشت 1397 02:45 ب.ظ
    بابا این مرجان و شوهر بدید بره ول کن احمد ودیانه نیست میخواست 22 سال پیش نره آگه احمد می خواستش همو اول که بر گشت می خواستش نه الان که کلی از اون ماجرا گذاشته
  9. پنجشنبه 6 اردیبهشت 1397 02:22 ب.ظ
    اعضای کانالش دارن همین طوری ریزش می کنن. خواسته بازار گرمی کنه تا مخاطب ها بیشتر جذب بشن.
  10. پنجشنبه 6 اردیبهشت 1397 02:22 ب.ظ
    رمانهای فریده بانو همیشه خوب تموم میشه مثل احساس اشتباهی ویدیا دختره از عشقش یه سال جدا شد بعد آمد ازش انتقام هم گرفت ولی بازهم به رسیدند فکر نمی کنم پایان این ازدواج مرجان واحمد باشه چون کسی حتی این قبول نداره حتی یه جوری مزخرف و زشت این دیگه چه مادری بره بمیره
  11. پنجشنبه 6 اردیبهشت 1397 02:19 ب.ظ
    آقا رنجبر نظر شما چیه البته الان مبگید من خبر ندارم ما هم نمی دونیم ولی نظرمون رو می گیم شما هم بگید
    • قادر رنجبر
      نظرمو در مورد پایان رمان بگم ؟
  12. پنجشنبه 6 اردیبهشت 1397 02:11 ب.ظ
    منم دقیق نمی دونم فقط این میدونم که نوشته بود عاشق معشوقه مادر شده بودم که به تازگی قرار بود ازدواج کنند ولی آزمایششون مثبت نبود ولی احمد دلش بچه می خواست به همین دلیل مرجان از دیانه میاد با احمد عقد کنه تا براش بچه بیاره دیانه هم قبول میکنه ولی شبی که قرار بوده باهم باشن مرجان هم میاد تو اتاق دیگه ننوشته که بعد از این رابطه ازدواج میکنند یا نه البته فکر نکنم هیچ نویسنده اینقدر آدینه باشه که پایان رمان و لو بده مثلا خواسته یه تشویش تو رمان ایجاد کنه دقیقا مثل المیرا به نظرم آخر این دوتا ماله هم چون رمان درباره اوناست نه مرجان احمد تازه تمام کاری احمد کاملا عشق به دیانه رو می رسه وگرنه همه ما دیدیم که احمد اولها چقدر با دیانه بود ولی الان تو همه سختی ها باهش و به گفته خودش که به دیانه گفته بود همیشه حواسش به ادمای زندگیش هست وواقعا همینور بوده طوری که حتی میدونست دیانه پیشه پارسا کار میکنه آگه دوست نداشتن چرا این کارها میکنه چرا از پارسا از صدرا بد ش میاد حتی از امیر حافظ وامیر علی هم که نزدیک می شن بد میاد ولی در کل فکر نمی کنم حتی آگه قرار ازدواج با مرجان هم گذاشته بشه باهاش ازدواج کنه چون شخصیتهای دیانه واحمد نه مرجان احمد خواسته ما رو اذیت کنه
  13. پنجشنبه 6 اردیبهشت 1397 01:36 ب.ظ
    امیرعلی این حرف رو زده. تو اون پارت هایی که مرجان تازه از خارج برگشته بود. اون اول ها
    حالا واقعا نویسنده گفته که احمدرضا و مرجان با هم ازدواج می کنند؟؟؟
  14. پنجشنبه 6 اردیبهشت 1397 11:21 ق.ظ
    ببخشید امیر علی کجا این حرف زد من یادم نیست
  15. پنجشنبه 6 اردیبهشت 1397 10:49 ق.ظ
    پس اگر شایعه است مگه نویسنده کرم داره می نویسه من که حالم گرفته شد اخه فکر کردنش مزخرف اونا مادر دخترن نمی شه که با اون ازدواج کنه بعد با اون یکی تازه احمد دیانه رو دوست داره
  16. پنجشنبه 6 اردیبهشت 1397 09:27 ق.ظ
    عذر میخوام فکر میکنم ازدواج احمد و مر جان شایعه باشه چون اگر دختر با مردی ازدواج کنه مادر دختر حتی بعد از دختر به دامادش محرمه اگر یادتون باشه تو یکی از پارتهاکه مرجان تزه فهمیده بود دیانه دخترش یکی از پس خاله ها او دکتر امیر علی فکر کنم اسمش بود به مرجان میگه خاله دیگه هیچ وقت نمی تونی با احمد ازدواج کنی. ضمن اینکه این خانواده جدای از حواشیشون خیلی مقیدن. دیانه هم همسر صیغه امد بوده ۹۹ ساله
  17. چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 11:50 ب.ظ
    منم فکر نکنم بخواهد با مرجان ازدواج کنه چون رمان دربارهی احمدرضا ودیانه است نه مرجان واحمد اینم ظاهرا مثل المیرا است
  18. چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 11:04 ب.ظ
    الان تو کانال نوشتن یکی از بستگان نویسنده فوت کرده و پارت نمی ذارن. واقعا بهونه هاشون خنده داره
    این رمان تموم بشه دیگه ازش رمانی نمی خونم
  19. چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 11:01 ب.ظ
    فکر نمی کنم نویسنده اینقد ناشی باشه که داستان رمان رو لو بده. احتمالا خواسته بازار گرمی کنه. ولی ببخشید عشوه خرکی اومد
  20. E-R چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 07:47 ب.ظ
    حداقل لطفا عکس شخصیت هارو با اسمشون بزارید
    • قادر رنجبر
      تو پارت اول هست عکس شخصیت های اصلی
  21. چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 07:13 ب.ظ
    آدرس کانال رو میزارید لطفا
  22. چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 04:54 ب.ظ
    تازه که فقط این نیست ظاهرا آزمایش میده آزمایششون منفی میشه ولی احمد دلش بچه میخواست به همین دلیل مرجان از ریانه میخواهد که باهش باشه بعد جدا شن با مرجان ازدواج کنه ولی باید در حضور مرجان با هم باشن
  23. چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 04:49 ب.ظ
    تو پارت 72 توضیحش نوشتم منم نمی دونیم دیشب تو ایدی کانال نوشت منم به خاطر احمد دیانه میخونم آگه اینطوری بشه منم نمی خونم
  24. E_R چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 03:47 ب.ظ
    شما از کجا می دونید مگه بیشتر ازپارت۷۳رمان رو خوندید؟؟؟؟اگه واقعا اینجوری بشه دیگه رمانو نمی خونم خیلی مسخره میشه این چجور عاشقیه؟؟
    والا دیانه بد اخلاقی هاشو تحمل می کنه ولی حال خوشش واسه مرجانه
  25. چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 11:42 ق.ظ
    این چیه چرا احمد داره با مرجان ازدواج میکنه مگه عاشق دیانه نیست بخدا حالم از این رمان داره به هم میخوره نویسنده چرا اینقدر ناشی داره رمان و جلو میبره من که با مرجان ازدواج کنه رمان و دنبال نمی کنم دختر بیچاره با این با مادر احمق 22 سال ولش کرد الانم اومده دنبال احمد به نظرم اینم مثل باباش خودشو بکشه

ارسال نظر

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر