قادر رنجبر نظرات چهارشنبه 15 فروردین 1397 ، 12:15 ق.ظ

رمان دیانه

برای خوندن رمان به ادرس زیر برید بعد از 5 ثانیه رد تبلیغ رو بزنید و رمان و بخونید 










 برای دوستانتون در تلگرام به اشتراک بزارید

نظرات

  1. شهلا سه شنبه 4 اردیبهشت 1397 01:35 ق.ظ
    سلام اقای رنجبر لطفا راهنمایی کنید بقیه رمان دیانه را چگونه بخونم به همان ادرسی که گفتید رفتم ولی اپیزو میاد ایا اونجا باید ثبت نام کنم ممنون میشم زود چواب بدید.
    • قادر رنجبر
      نه لازم نیست ثبت نام کنید فقط کافیه 5 ثانیه منتظر شید گزینه رد تبلیغ بیاد بعد اونو بزنید رمانو بخونید
      بعضی وقتا هم باید اعداد داخل کادر رو بنویسد بعد رد تبلیغ رو بزنید
  2. جمعه 17 فروردین 1397 11:43 ب.ظ
    اااااااااااهههههه چه رمانی
  3. جمعه 17 فروردین 1397 06:20 ب.ظ
    گفتم که اسمش سید هارت
  4. جمعه 17 فروردین 1397 05:56 ب.ظ
    دستت درد نکنه... خوب میلاد کی مرام رو می شناختم ولی اون رو نمی شناختم.
  5. نگاه جمعه 17 فروردین 1397 12:43 ق.ظ
    شما‌مسئول‌انتخاب
    رمان‌نیستید؟؟خب‌
    چرا‌رمان‌رو‌گذاشتید
    واز‌این‌نوشته‌دفاع‌
    میکنید؟؟دقیقا
    شما‌مسئولیتتون
    چیه؟؟شما‌تا‌حالا‌رمان‌
    خوندید؟؟؟
  6. نگاه جمعه 17 فروردین 1397 12:38 ق.ظ
    پس‌شانسی‌سرچ‌کردید
    این‌رمان‌رو‌انتخاب‌‌کردید؟؟
  7. نگاه جمعه 17 فروردین 1397 12:30 ق.ظ
    سلام‌آقای‌رنجبر‌نویسنده‌واقعا‌‌این
    نظراتو‌میخونه؟؟بعید‌میدونم!!!
    شمااین‌رمان‌رو‌چطور‌انتخاب‌
    کردید‌گذاشتید‌؟؟آیا‌نظر‌مخاطب
    واسه‌شما‌مهمه؟؟این‌‌سایت‌و
    مخاطباش‌چقدر‌واسه‌شما
    مهمن؟؟چرا‌به‌نظرات‌اهمیتی
    نمیدید؟؟
    • قادر رنجبر
      من نویسنده رمان نیستم و اصلا با نویسنده رمان در ارتباط نیستم
  8. پنجشنبه 16 فروردین 1397 10:28 ب.ظ
    اسم امیر حافظ سید هارت هست احمد رضا که خوشتیب تره آگه برای خیاطی میخوای
  9. .. پنجشنبه 16 فروردین 1397 09:21 ب.ظ
    سلام... بسیار سپاسگزارم.خوب عکس امیرحافظ رو از کجا گیر آوردین... آخه من خیاطم لازم دارم..
  10. پنجشنبه 16 فروردین 1397 03:32 ب.ظ
    سلام لطفا داستان رو زودتر تمام میکنید تلگرام رو تا یه ماه دیگه فیلتر میکنن زودتر جم وجورش کنید فریده بانو لطفا تمامش کنید
  11. پنجشنبه 16 فروردین 1397 11:06 ق.ظ
    خوب رمان یه قهرمان داره احمد رضا بیاد نجاتش بده
  12. پنجشنبه 16 فروردین 1397 10:31 ق.ظ
    سلام بچه ها دیشب پارت را خوندم دیانه داخل اتوبوس که وارونه شده گیر افتاده
  13. الهام پنجشنبه 16 فروردین 1397 12:23 ق.ظ
    سلام
    مرسی
  14. الهام چهارشنبه 15 فروردین 1397 10:20 ب.ظ
    سلام
    خدا قوت عزیز
    مرسی
  15. چهارشنبه 15 فروردین 1397 06:22 ب.ظ
    اره بابا این دیانه اولها برای امیر حافظ ضربان قلبش بالا میر بعد فهمید که عشقشه حالا برای احمد رضا یعنی الان ما باید این نتیجه رو بگیریم که عاشق احمد حالااحمد فکر کنم تونم عاشق دیانه است خوب به هم برسونیدش تموم شه بابا تلگرام داره فیلتر میشه
  16. چهارشنبه 15 فروردین 1397 06:22 ب.ظ
    اره بابا این دیانه اولها برای امیر حافظ ضربان قلبش بالا میر بعد فهمید که عشقشه حالا برای احمد رضا یعنی الان ما باید این نتیجه رو بگیریم که عاشق احمد حالااحمد فکر کنم تونم عاشق دیانه است خوب به هم برسونیدش تموم شه بابا تلگرام داره فیلتر میشه
  17. چهارشنبه 15 فروردین 1397 06:02 ب.ظ
    اسم دیانه شرادها کاپور اسم احمد میلاد کی مرام اسم امیر حافظ و نمی دونم
  18. چهارشنبه 15 فروردین 1397 05:04 ب.ظ
    سلام. فریده بانو بیست تا پارت اخر رو اگر از اول بخونی متوجه میشی که رمان هیج جدابیتی نداره و کلا شده تکرار مکررات وقایع مهمانی، دانشگاه، نحوه لباس پوشیدن و چند تا دیالوگ ابکی و بی سرو ته
  19. ..‌ چهارشنبه 15 فروردین 1397 05:02 ب.ظ
    سلام خانم فریده بانو... من میخواستم بدونم که عکس
    شخصیت های امیرحافظ و دیانه اسمشون چیه؟ برای کارم لازم دارم‌. لطفا بهم بگین..
  20. چهارشنبه 15 فروردین 1397 02:54 ب.ظ
    هر شب منتظریم که توی کانال دوتا پارت از رمان بذارن. خیلی از شب ها هم که پارت نیست. وقتی هم که پارت هست اینطوری آبکیه....
  21. چهارشنبه 15 فروردین 1397 02:51 ب.ظ
    قصه از جذابیت افتاده چون پرداخت شخصیت ها تموم شده و جزییات حذف. چون همش حول یه مهمونی و خرید و دیدن یه لحظه احمدرضا میچرخه تکراری بودن وقایع و عدم خلاقیت
  22. زینب چهارشنبه 15 فروردین 1397 02:30 ب.ظ
    سلام خدایی این بالارفتن ضربان قلب رو خوب گفتید اخه اگه قراره باهم خوب بشن چرا اینقدر کش دار شد پس واقعا رمان قشنگیه من تو کانال تلگرامش هر شب منتظر پارت های رمان هستم ولی دیگه خیلی بی مزه شد
  23. چهارشنبه 15 فروردین 1397 01:55 ب.ظ
    آقای رنجبر لطفا از فریده خانم درخواست کنید که این کامنت ها رو بخونه تا متوجه بشه که واقعا چه خبره
    • قادر رنجبر
      ایشون از همه چی خبر داره
  24. چهارشنبه 15 فروردین 1397 12:47 ب.ظ
    نقش احمد رضا رو یکم بیشتر کنید نقشش خیلی کم شده
  25. چهارشنبه 15 فروردین 1397 12:45 ب.ظ
    کاش میشد تو این یه هفته ای که دیانه رفته روستا یه جوری احمد رضا هم به بهانه بیاد آونجاا البته بعید میدونم چون نویسنده اش که خلاقیمت نداره تنها چیزی که بلده ضربان قلب دیانه اخم احمد رضا است
  26. چهارشنبه 15 فروردین 1397 12:41 ب.ظ
    من واقعا نمی دونم فریده خانم می خوآد داستان به کجا ببره خوبی رمان به عاشقانه بودنشه ولی توان رمان هیچکس معلوم نیست کی عاشقه کیه احمد یه نظر میاد عاشقه دیانه است ولی هیچ باهش بد رفتار میکنه بهش می گه بچه دیانه هم فقط تا میبینتش ضربان قلبش بالا میره الان مثلا عاشقن بعد این صدرا المیرا خیلی زیادین بعدشم مگه قرار نبود تو بهار مراسم ازدواج امیر ونوشین باشه این که شد تیر ماه آگه واقعا داستان در مورد دیانه واحمد پس راجب اونا بنویس از وقتی نقشه احمد کم شده داستان هیچ جذابیتی نداری دختره یا سره کاره یا دانشگاه بیا یه هفته هم رفت روستا دیگه تا چند پارت خبری از احمد نیست
  27. چهارشنبه 15 فروردین 1397 09:44 ق.ظ
    خیلی خوبید معرفیتونم میکنیم. اعصاب خودمونو خورد کردین کمه
    • قادر رنجبر
      خب دشمنانتو معرفی کنید اعصابشون خورد شه
  28. چهارشنبه 15 فروردین 1397 05:09 ق.ظ
    سلام وخسته نباشید
    بابت رمانه دیانه سپاسگزارم
    خیلی کم پارت میزارید

ارسال نظر

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر